ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
288
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
مراكش داشته زيرا سفرهاى خويش را از موغادير ( الصويرة ) آغاز كرده و خانوادهء خويش را پيش قبيله حاحه گذاشته بوده است . 72 در دسامبر سال 1289 / 688 ه . با پسر خود به سفر آغاز كرد و آهنگ مكه داشت . 73 در آغاز و در شمال افريقا سفر به كندى انجام مىگرفت و عبدرى در شهرهاى بزرگ توقّفهاى طولانى داشت . از مصر با كاروان به قصد حج حركت كرد . 74 آنگاه از راه فلسطين سوى مصر بازگشت و مدّتى در قاهره و اسكندريّه بود و آنجا را به قصد وطن ترك كرد و در راه از تلمسان ، فاس ، و مكناسى گذشت تا بر ساحل اقيانوس به ازمور رسيد و آنجا مدّتى بماند تا خانوادهاش به او ملحق شوند . 75 در رفتن و برگشتن خود راه خشكى گرفت و شايد انگيزهء او نفرت معمولى عربان از دريا پيمايى بود . 76 جهانگرد ما گزارش سفر خود را در تلمسان آغاز كرده و آن را به گفت و گو از شهرهاى بزرگ شمال افريقا اختصاص داده است . نخست از قاهره سخن آورده كه وصف آن خشك و مختصر است . 77 سفرنامه در مقايسه با اسلاف وى تا حدّى تازگى دارد و شامل مقدار فراوانى مطالب جغرافيايى است . مؤلّف توصيفى درست و دقيق از مواضع و محلهاى مختلف آورده و از آثار قديم و اخلاق مردم محل توضيحات كافى مىدهد . 78 به گفتهء يكى از دانشوران اسپانيا ، « توضيحات وى درست و دقيق و اسلوبش زنده و دلپذير است » ؛ همين شخص در اثناى اقامتى كه در الجزاير و تونس داشته بود شخصا دقّت ملاحظهء عبدرى را كه رنگ خاص محلّى دارد آزموده است . 79 اطّلاعات جغرافيايى با آنكه مهم و دقيق و پرارزش است اما امتياز كتاب بدان نيست ، زيرا توجّه اصلى مؤلّف به گفت و گو از دانشورانى بوده كه با آنها ملاقات كرده و احيانا شاگردشان بوده است . 80 و از اين گونه مناسبات براى نشان دادن مهارت ادبى خود استفاده مىكند و بعضى از قصايد خود را مىآورد يا مطلب را در قالب نثر هنرى و مسجّع مىريزد . از پيش ديديم كه اين روش خاصّ ابن جبير بود ، ولى نه به صورتى كه قضيّه را زير نفوذ گيرد ، اما از عبدرى به بعد روش سفرنامه بتدريج مبدّل به يادداشتهاى روزانهء دانشوران مىشود تا آنجا كه گاه مؤلّف مىخواهد ضمن آن حدود اطّلاعات خود را نشان دهد . 81 البته عبدرى بدين مرحله نرسيده و گر چه اسلوب وى خالى از تكلّف نيست ، در عين حال روشن و روان مىنويسد و به مرحلهء افراط ناپسند مؤلّفان دورانهاى بعد نمىرسد و كتاب او مجموعهاى از مسائل ادبى نمىشود . 82 مسلّما عبدرى اسلاف خويش را كه داراى همين روش بودهاند خوب مىشناسد . وقتى ضمن سخن ، چيزى از مسعودى يا بكرى نقل مىكند ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا همهء گزارش وى بر منابع مكتوب ، و نه مشاهدهء بىواسطه ، تكيه نداشته است ؟ 83 البته اين نظر چنان كه ديديم چندان موجّه نيست . در بعضى از موارد از هموطن خويش ابن جبير چيزى نقل مىكند و اشعار او را مىآورد . 84 عبدرى به طور كلى به شعر علاقه دارد و بسيارى از قصايد خويش را در سفرنامه آورده كه